تبليغاتX
سیاوش قمیشی
ویرانگر سکوت تنهایی

 

می تونی به عنوان اولین سوال و برای آغاز این مصاحبه از خودت کمی صحبت کنی ؟

کجا ، کی به دنیا اومدی ؟ خیلی سریع و خلاصه من متولد 21 خرداد 1324 ، جون 45

، شصت سالمه . شناسنامم صادره از اهواز . ده ماهم بود که اومدم تهران قبلا از اینکه

چهارده سالم بشه رفتم لندن و اونجا بودم از سال 59 تا 71 ، سال 71 اومدم ایران که

بمونم . فکر کردم نمیتونم بمونم برگشتم لندن . سال 74 یعنی سه سال بعد تصمیم گرفتم

که باید سعی کنم بمونم تهران چون می خواستم بیام ایران زندگی کنم . آمدم بعد داستان

همینه که انقلاب شد . منم کارم موزیک بود فکر کردم که برم از ایران بیرون ببینم که

اگر موقعیت مناسبه برگردم که متاسفانه نبود و موندم از سال 78 تا الان .

 

خوب در این دورانی که گفتی هنر کجا بود ؟ هنر کجا پیدا کردی ؟ شش سالم بود مادرم

پیانو میزد ، یک معلمی داشت ، معلم روسی به نام خانم « اولگا » . من از این سر و

صداهایی که اینا در میاوردن خوشم میومد بعد منم می رفتم می نشستم پشت پیانو . پامم

به پدال های پیانو نمیرسید . دوست داشتم ، می فهمیدم این صداها رو دوست دارم و

ادامه دادم . بعد من معلم گرفتم نه اون خانم « اولگا » بلکه خانم دیگه ای رو معرفی

کرد که اونم روس بود ؛ چهار سال . از ده سالگی گیتارم برا خودم خریدم . گیتارم

میزدم . برای گیتار هم معلم نداشتم ، خودم یاد گرفتم ولی دیگه عملا شروع شد برای

همون دوازده سالگی من بند داشتم توی تهران که سیزده سالم بود فکر میکنم که هنوزم

نه، میرفتم متل قو ارکست خودم رو داشتم خودم فرم کرده بودم و آهنگ های بیتل و ...

و اینا رو میخوندم و سه ماه مثلا قرار داد داشتیم لب دریا . بابام بسیار مخالف بود .

مخالفته به اونجا رسید که مجبور شدم برم راه خودمو و وقتی که آمدم لندن که چهارده

سالم تموم نشده بود یه برادر داشتم و یه خوهر لندن که برای یکسالی اونا بودن ... و

رفتن . من از چهارده پونزده سالگی عملا تو این دنیا با موزیکم تنها بودم و بودم و

خودم همه کارامو انجام دادم . بعد از اینکه دیپلمم رو گرفتم از های سکول لندن .رفتم ... . رشتم بوده

classical jaaz . composition

 خوندم و ارنجمنت و ... دارم از ... و الانم در واشنگتن دی سی در خدمت شما داریم با

هم حرف میزنیم .

 

بله از واشنگتن گفتی سیاوش جان شنبه شب در واشنگتن کنسرت داشتی از اون راضی

بودی ؟ از مردم خیلی راضی بودم . انقدر هیجان که از مردم میگیرم ، چون من تمام

انرژی هایی که از اون آدما میاد همرو حس می کنم و پس میدم . خیلی خوب بود .

بسیار عالی بود .

بسیاری از خواننده های موسیقی پاپ الان در ایران از چنین فرصت هایی مثل فرصت

هایی که تو داری محروم هستن و بیشتر آثارشون رو به اصطلاح ضبط استودیویی می

کنن .

 کنسرت و اجرای زنده تا چه حد می تونه قابلیت های خواننده رو تقویت کنه ؟ والا

اگه خواننده ، خواننده ی کنسرتی باشه خیلی زیاد اما من خودم معتقدم که هر آدمی نباید

کار زنده انجام بده . آدم هایی هستن که کارهای ضبط شده ی استودیوشون خوبه ،

وقتی که میاد روی استیج می ایسته با یه بند ، ارکستر برای یک مقداری آدم که توی

اون ادینس هیتن کار انجام میده فقط این نیست که این میکروفنرو بگیره دستش و

بخونه . اگه میخواد بایسته و این کارو انجام بده ، تکون نخوره ، بده بستون احساسی با

مردم نداشته باشه روی استیج واقیعت بهتره همون سی دی شو گوش بدن ، چون کم کم

باعث میشه که صدمه بخوره به اون قسمتی که در خاطره ی مردم بوده یعنی سی دی

ها . خواننده باید واقعا روی استیج بلد باشه کارشو یا لااقل در ضمن سال ها یاد بگیره .

اگر نه نمیدونم من اینجوری یاد گرفتم که باید با مردمی که نشستن اونجا خیلی ارتباط

برقرار کنه خواننده و با ریتم آهنگش تکون بخوره ، با ریتم آهنگش بالا پائین بره ،

همشو احساس کنه ، زنده خیلی خوبه به شرط اینکه خواننده این کاره باشه .

 

تو خودت جزو معدود آهنگ سازهایی ایرونی موسیقی پاپ هستی که آثارشون رو

خودشون هم میخونن . این ویژگی یعنی تسلط یه خواننده به علم موسیقی به نظر تو

چقدر میتونه در پیشبرد هنر کمک کنه ؟ بسیار زیاد . اصلا باور کردنی نیست که اگر

خواننده سواد داشته باشه . سواد آکادمیک موزیک داشته باشه بدونه چی به چیه . بدون

آکورد ها چه صداهایی میدن . ارتباطشون با هم چیه . هارمونی ها چکار میکنن .

بسیار خواننده ی بهتری خواهد بود . همیشه . اصلا باور کردنی نیست چقدر اثر داره

این مسئله . متاسفانه خواننده های ما می خونن خوبم می خونن . نه همشون ،

مقداریشون هستن که خوب می خونن . خیلی هم خوب می خونن . مثل ابی ، داریوش ،

گوگوش ، امید ، معین . تمام اینها خواننده های خوبی هستن . ولی من همیشه ایراد و

بهشون دارم که شما که وقت دارین پول هم دارین موقعیت هم دارین چرا پیانو تو

خونتون نمیذارین هفته ای یه دفعه یه معلم بیاد . فقط بیسیک یاد بگیرین . این آکوردا

چین ، چه صداهایی میدن چه ارتباطی با هم دارن . هارمونی چکار می کنن . اینا خیلی

خوبه اگر خواننده اینو بدونه . آهنگساز که حتما باید بدونه . ما هم تک و توک

آهنگسازهایی داریم که اونها هم نمیدونن. تا یه مقداریش میشه سلیقه و ذوق و استعداد و

اینها . حتما اطلاعات لازمه ، حتما معلومات لازمه ، حتما خیلی زیاد .

 

 

تو خواننده های ایرانی تنها دو نفر رو شنیدم که به خاطر شرایط مثلا میگیم کیفیت صدا

یا خود موقعیت اون سالن یا کسایی که باید کاراشون رو انجام بدن ولی متاسفانه انجام

نمیدن ؟ باید این کارو کرد . ترک کردن و رفتن به نظر من بهتر از یه اجرای

بده که هم من تحملش کنم و هم مردم تحمل کنن حالا به خاطر اینکه آمدن و اونجا

نشستن کاچی به از هیچی بشینیم دیگه حالا چی میشه . یا اینکه خوب حالا ایندفعه به

اون خوبی نبود اما نه . در مورد من اتفاقا فرق می کنه چون من کاری که من مکنم

پاپ هست و مشخصات کارهایی که من میکنم کلسش در حد وورک کلس هست یعنی

من موزیکم اگر کلمات فارسی رو برداری زیرش در حد تمام همین ترنس های خوبی که تو اروپا و آمریکا دارن میزنن یا تکنو موزیک اینا ، خوبه هستش SOUND

 MAN هایی که آمریکای ی ان یا غیر ایرونی ان موزیک منو می فهمن در نتیجه SOUNd

من همیشه ، همیشه نه ولی اکثر اوقات خیلی خوب بوده . من این مسئله رو هم حتی می فهمم که آدم هایی که میان مثل آقای ناظری اینها نباید از SOUND MAn

 آمریکایی استفاده کنن . باید حتما از SOUND MAN ایرونی نداریم زیاد . رامین

زمانی هست کارش خوبه . من موسیقی اصیل زیاد نمی شناسم ، سازهای ایرونی هم

خیلی خوب نمی شناسم ولی می دونم که صدایی که از توی شکم اون تار در میاد و

اینها نوعش ، اکوش فرق می کنه و اینا نمیشه . در نتیجه وقتی مسائل اینجوری پیش

میاد من ترجیح میدم که نباشم و انجام ندم ، بهتره تا اینکه بگم آقا حالا چه میشه کرد با

موقعیت فعلی باید ساخت و خوند و یه کاریش بکنیم . من اصلا اهل وصله کردن و این

حرفا نیستم .

 

اگر از من بپرسن که جنبه کارهای سیاوش چی هست ، سیاسیه بیشتر یا چیز دیگه ای

من خودم به شخصه جواب میدم که کارهاش جنبه های اجتماعی و انسانی رو دنبال می

کنه . نظر خودت در این مورد چیه ؟ کاملا ، کاملا . من اینجوری بیشتر می پسندم . این

حرفا بیشتر هضم میشه . راحت تر توسط مردم . اثر خیلی خوبه داری . سیاست باید

همون هایی که می تونن و می شناسن و می دونن و می فهمن بکنن این کارارو . من

ترجیح میدم که برای مردم یه تصویری مثل « تصور کن » داشته باشم و بگم که دنیای

اینجوری تصور کنید که دنیای خوبیه ، باقیش مردمن که تصمیم میگیرن که اگه اون

دنیا رو واقعا میخوان و دنبالش برن . من فقط براشون اون دورنما رو میذارم براشون

خودشون برن .

 

تا حالا این سوال برات پیش اومده که چرا کارهاتو نمیذارن تو ایران اجرا بشه ، یعنی

پخش بشه و مردم قانونی بتونن بخرنش ؟ من میدونم وزارت ارشادی هست که شورای

تصویبی داره ، شعر تصویب میکنه ، نمیکنه ، موسیقی تصویب نمیکنه که میگه غلط و

اینا ، در مورد از این ایرادا نمیتونن بگیرن چون اصلا من فکر نمی کنم کسی باشه

اونجاها که در این حد باشه و صلاحیت اینو داشته باشه که منو قضاوت کنه کارم چیه .

کار من کاریه که استاندارد دنیا دارن می کنن. پس می مونه اون مسائل شخصی که

شاید ما چرا اومدیم . شاید به دلیل اینکه ما بهر صورت یه مقدار آدم بودیم که وقتی

انقلاب شد اومدیم بیرون . بعضی ها به حساب این میذارن که ما موافق نبودیم با رژیم

اومدیم بیرون . منه به شخصه آمدم بیرون چون فکر کردم من موزیسینم همه ی عمرم

بودم این راهیه که بلدم و این کاریه که بلدم انجام بدم . وقتی یه رژیم اسلامی میاد روی

کار قدر مسلم اولین چیزایی که از بین میره همین چیزاست .

 

سوگلی داری در کارهات ؟ نه قاعدتا کارهای آخری همیشه توشون سوگلی ها اونجا

هستن . کارهای بعدی که میاد باز سوگلی های بعدی ، نه چیز بخصوصی که یه دونه

باشه که همیشه بگم اینه نه نه همشون هستن دیگه . خوبن ...

 

برنامه ی آیندت چی هست ؟ از لس آنجلس رفتم بیست و هشت سال لس آنجلس بودم ،

لس آنجلس اگه شهر خیلی خوبی هم بود که تازه نیست . بسته بالاخره 28 سال

عمریست . تور هم انجام شد و تموم شد ، توش دوبی بود و لندن بود و کلن بود و اینها

و به دنبالش تورنتو با داریوش بودیم و در واشنگتن دی سی بودم الان دیگه من قبول

نمی کنم اصلا کنسرت و اینها برای اینکه میخوام روی آلبوم بعدیم کار کنم .

 

می تونی از آلبوم بعدیت بگی ؟ ما باید منتظر چی باشیم ؟ نمیدونم من شروع کردم یه

شعر از یغما گلرویی دارم که خیلی دوسش دارم و میگه « لای برگای کتابا دنبال

خودت نگرد » « تو غبارا ، تو سرابا دنبال خودت نگرد » و میگه اونجایی که باید

خودتو پیدا کن و آخر ترانه میگه که « توئی که تن میدی به هر نقابی که مُده ، توئی »

توئی که هر نقابی که مُده این روزا میزنی توئی ، خودتو پیدا کن و سعی کن که « گم

نکن خودت رو تو دنیای تردید و دروغ » و بازم اجتماعیه بازم خوبه . خط همین

خواهد بود و خط همون تصور کن ها و می بینم که جوونا گوش میدن و متوجه میشن ،

با ای میل هاشون بهم میگن که اثر میذاره روشون . من گوش میدم موسیقی روز رو

هر چی هست هر چی که دوست دارم از موسیقی روز . ریتم های جدید که میاد و

تکنولوژی جدید میاد من سعی می کنم خیلی آپدیت باشم و اون کارا رو انجام بدم . اینه

که ممکنه . رنگ ها یه خرده متفاوت بشه اما مسائل همون جوری میمونه .

آدم باید دنبال خودش تو صفحات کتابا نگرده . تو دنبال خودت کجا می گردی ؟ توی

خودم . صفحات کتاب میتونه کمکی باشه ، اطلاعات من باشه ، تجربیات من باشه از

اون چیزی که خوندم و هضم کردم و قبول کردم ولی آدم خودشو پیدا نمیکنه . چیزهای

دیگه پیدا میکنه . خودش رو فقط توی خودش پیدا میکنه .

 

آیا حرف خاصی داری ؟ همشون برقرار باشن

همشون خوشحال باشن ، به هیچ وجه تحت هیچ عنوانی نذارن غم و غصه و اینها

خیلی اذیتشون بکنه ، غم و غصه گذراست ، میره و مثل همیشه که آدم میگه این نیز

بگذرد ، غم و غصه ها میگذره اینا آدم نباید بذاره اینقدر روش اثر بذاره که ماهیتش رو

عوض کنه یا دپرسش کنه یا نا امیدش کنه . بالاخره هر روز یه روز جدیده

 

محقق:شبنم.گ

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 9:32 AM  توسط پسری از جنس باد... | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 11:14 AM  توسط پسری از جنس باد... | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بیاد همه ی یادها...بیاد کوچه های بن بست...بیاد جعبه های بنفشه...بیاد شهرم ...بیاد تو...بیاد غروب تا طلوع

پیوندهای روزانه
عکس های آلبوم جدید...
وباز هم عکس های سیاوش
عکس های جوانی سیاوش به همراه ......
cd cover آلبوم های قمیشی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم بهمن 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
آرشیو موضوعی
سياوش و مصاحبه
سیاوش و آلبوم جدید
پیوندها
سیاوش قمیشی
طرفداران موسیقی پاپ
بهار خانم گل
قلم خسته (تارا خانم)
نازنین خانم
خانه ی نیلوفری
سیاوش پسر جنگل
داش حمید
الهام خانم
ساحل تنهایی
سمیه خانم
افشین خان
داش امیر
عبدالوهاب
مهدی خان
شهر بی شاعر(کوروش)
خانه ی نفرت
دفتر خاطرات من
راهی برای جوانی
منتظران ظهور
قاب شیشه ای
طرفداران محسن چاوشی
عاشق قمیشی (علی)
عاطفه گل
نجما
اشکهای یخی (سوگند)
شمع و پروانه
سحر خانم گل
بد بلاگ
شاهین(سیاوش قمیشی)
شاپرکی خسته زیر باران
کجایند مردان بی ادعا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM